روز جهانی زن

i Wanna say something

- تا ميتوانيد عكسهاي دسته جمعي بگيريد. - همراه داشتن كتب ادعيه در طول پرواز توصيه ميشود. - روي دست و پايتان، موارد زير را بنويسيد: نام، نام خانوادگي، شماره شناسنامه، نام پدر و در صورت امكان تلفن تماس آشنايان نزديك. - سعي كنيد از مهرباني و عطوفت بيشتري در برخورد با آشنايانتان استفاده نماييد و ديدن چند فيلم دراماتيك يا حتي تراژيك را نيز مد نظر قرار دهيد. - اگر انسان عاقبتانديشي بودهايد و در اماكني همچون بهشت زهرا املاكي را خريداري نمودهايد، فروش آن را در دستور كار قرار دهيد. چون معمولا در موارد مشابه نيازي به آن املاك نبوده است.
پيشکش به مسافر جاده ي انتظار -
مهربانی های تو تمام نشدنیست عزیز دل،
مثل اشکهای من.
اشکهای این روزها از سر بودن توست،از سر آغوشت که عزیزترین جای دنیاست.
در تاریکی محض هم می بینی اشکهایم را.سر انگشتانت سر می خورد بر مژه هایم.
..مژه های خیسم را بوسه باران می کنی،نفسم بند می آید،
زمان،این طلسم لعنتی نماندنی
...خدایا.......ا

فیلمبرداری مجموعه تلویزیونی «در چشم باد» از مهرماه سال ۱۳۸۲ در لوکیشنی واقع در شمال کشور آغاز شد، به مدت ۵ سال به طول انجامید و در نهایت در اواخر سال ۱۳۸۷ به پایان رسید.
مجموعه تلویزیونی «در چشم باد» به تهیه کنندگی «مسعود جعفریجوزانی» و «عباس اکبری» در۵۰ قسمت ۵۰ دقیقهای برای پخش از شبکه اول سیما تهیه و تولید میشود.فیلمنامه این سریال که در زمره سریالهای «الف» سیما به شمار میرود، توسط «مسعود جعفری جوزانی» در مدت دوسال نوشته شده است.
سریال تاریخی «در چشم باد»، وقایع سیاسی و اجتماعی سه دوره از تاریخ در سالهای ۱۳۰۰، ۱۳۲۰و ۱۳۶۰ را بررسی میکند که دوره اول پایان دوره قاجار و دوره پهلوی و دوره دوم جنگ جهانی دوم و دوره سوم یک دوره زمانی خاص در بعد از انقلاب را که دوره فتح خرمشهر است، در بر میگیرد.
بازیگرانی چون پارسا پیروزفر، اکبر عبدی، کامبیز دیرباز، سعید نیکپور، سحر جعفری جوزانی، لاله اسکندری، جهانگیر الماسی، محمود پاک نیت، محمد رضا هدایتی، هومن سیدی و… ایفای نقش کردهاند و «حسین علیزاده» موسیقی متن آن را ساخته است.
ساخت این سریال یکی از سختترین پروژههای سریالسازی در تلویزیون است که برای ساخت آن تا به حال از ۴۸۰ لوکیشن استفاده شده و به بیش از ۱۰ شهرستان و استان دیگر سفر شده است.
«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچکخانجنگلی تا فتح خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود.
پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.
در این سریال ۱۵۰ بازیگر در نقشهای اصلی ایفای نقش کردهاند. «سعید نیکپور» نقش «ایرانی» پدر خانواده را بازی میکند. او از ابتدای سریال در قصه حضور دارد و در فاز دوم از قصه خارج میشود. ایرانی ۲ پسر دارد که نام یکی از آنها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی میکند. «بیژن» خلبان است و در جنگ جهانی دوم با متفقین میجنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید میشود.
بیژن زمان جنگ تحمیلی به ایران میآید و برای پیدا کردن پسرش مجبور میشود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی میکند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعیجم» بازی میکند.
خیابانهای طالقانی، لالهزار و پامنار برای گرفتن سکانسهای مربوط به سالهای ۶۰ و ۶۱ در محل خود خیابانها بازسازی شد و بازسازی مسجد خرمشهر حدود ۸ ماه طول کشید که این بازسازی هم در خود مسجد اصلی انجام شد. شهرک غزالی لوکیشن اصلی فاز دوم سریال بوده است.


چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است.
چقدر دعا می کنم که: بعضی اصوات را نشنونی بعضی رنگ ها نبینی بعضی افکار را نفهمی بعضی حالات را حس نکنی
آن گاه که تقدیر واقع نگردید از تدبیر نیز کاری ساخته نیست.با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.
وقتی در صحنه حق و باطل نیستی وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی هرکجا که خواهی باش چه در نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است
این سه راهی است که در پیش پای هر انسانی گشوده است: پلیدی پاکی پوچی
چاپلوسی یونجه لطیفی است برای درازگوشان دمبه دار خوشحال
دو پدیده را مردم یا عوام نمی توانند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی است یکی شعور مذهبی.که این دو ربطی به هم ندارند آن کسی که شور مذهبی دارد خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد
برای این که قومی خوب سواری بدهد باید احساس انسان بودن از او گرفته شود.
چقدر این قفس برایم تنگ است. من تاب تنگنا ندارم
آن ها که از در می آیند و می روند چهارپایان نجیب و ساکت تاریخ اند حادثه ها را تنها کسانی در زندگی آدمی آفریده اند که از پنجره ها بیرون جسته اند و… یا به درون پریده اند.مربوط به جملات قصار دکتر شریعتی.
البته خود من زیاد با ایشون موافق نیستم.از شعار زیادی بدم میاد.ولی از این جملات خوشم اومد.